جملات بالا متعلق به یادداشتی در رومه اطلاعات است که بیش از 54 سال پیش، یعنی در 28 آبان 1336 نگاشته شده است؛ نگرانیای که 9 سال پس از آن منجر به برپایی نخستین سمینار بررسی آلودگی هوای تهران در 15 آذر 1345شد. منتها از آن سال تاکنون، ظاهراً هنوز دارند بررسی میکنند که چگونه میشود غول آلودگی هوا را دوباره به چراغ جادو بازگرداند! نه؟ راستی! به نظر شما چرا نیم قرن، زمان مناسبی برای ریشه کنی بحرانی به نام آلودگی هوا در تهران نیست؟ و نه تنها این زمان کافی نیست، بلکه اینک غول آلودگی گامهای خود را تا اراک، اصفهان، اهواز، تبریز، مشهد و شیراز هم گسترانده است! ماجرا را هم دیگر مانند سال گذشته نمیتوان صرفاً به کمبود ریزشهای آسمانی ربط داد! میتوان؟
این روزها، تهرانیها در حالی آخرین برگهای فصل پاییز را ورق میزنند که دستکم، نیم قرن بود چنین دورهی پربارانی را در نخستین فصل از سال آبی به یاد نداشتند. کافی است بدانیم بدون توجه به بارندگی آذرماه، میزان ریزشهای آسمانی در استان تهران در طول دو ماه نخست سال آبی 91-1390 بیش از 383 درصد رشد داشته است؛ وضعیتی که سبب شد پایگاه مدیریت خشکسالی، استان تهران را پربارانترین استان کشور بنامد. با این وجود و به رغم بهرهمندی از چنین سال استثنایی و خیسی، اکنون چند هفته است که غلظت آلایندههای موجود در هوای تهران از مرز ناسالم هم گذشته و به آستانهای بس خطرناک و نگران کننده رسیده؛ آستانهای که کابوس روزهای آلوده آذرماه سال 1389 در تهران را دوباره زنده کرده است. روزهایی که میخواستند با استفاده از هواپیماهای سمپاش، از میزان آلودگی هوایش بکاهند و اینک بیش از هر زمان دیگری، آن طرح به یک لطیفه میماند!
اما چرا آن کابوس دوباره زنده شده است؟
آیا وضعیت وخامتبار کنونی یکبار دیگر تأیید نمیکند که هیچ عزم جدی برای مهار آلودگی هوا در پایتخت ایران و دیگر کلانشهرهای کشور وجود ندارد؟ وقتی که مردم تهران سالانه 200 میلیارد دقیقه از عمرشان را مجبورند در ترافیک پایتخت به هدر دهند؛ وقتی همچنان دو خودروساز اصلی کشور در برابر ارتقای استاندارد ساخت خودرو از یورو 2 به یورو 3 مقاومت میکنند؛ در حالی که اینک یورو 5 استاندارد روز اروپا به شمار میرود؛ و وقتی که درصد بنزن موجود در بنزین مورد استفاده به 5 برابر حد مجاز میرسد؛ آشکار است که باید با چنین بحرانی روبرو شویم؛ بحرانی که سبب شده از ابتدای سال 90 تا امروز، فقط تهرانیها از دو روز هوای پاک بهرهمند باشند.
بنابراین، آیا در چنین شرایطی، شگفتآور است که بشنویم: دستکم سالانه 4 هزار نفر از تهرانیها بر اثر آلودگی هوا جان میبازند؟ و افزون بر آن، آیا شگفتآور است که خسارت مادی آلودگی هوا در تهران بههشت میلیارد دلار در سال برسد؟ چگونه است که اختلاس سه میلیارد دلاری میتواند چنان موجی در جامعه ایجاد کند که خواب بسیاری از خفتگان خفته را آشفته سازد، اما این هدررفت 8 میلیارد دلاری را کسی جدی نمیگیرد؟ آیا این که سوخت مورد استفاده در خودروها یا تکنولوژی ساخت خودروها با استانداردهای جهانی فاصله بسیار دارد، مقصرش مردم هستند یا دولت؟ آیا این که میزان فضای سبز محدودهی 700 کیلومتر مربعی تهران از حدود 70 درصد در دههی 1330 به 15 درصد در امروز کاهش یافته است، مقصرش مردم هستند یا مدیریت حاکم بر پایتخت ایران؟
بیاییم برای یکبار هم که شده این شهامت را در خود تمرین کرده و صادقانه اعتراف کنیم که حل مشکل آلودگی هوای تهران و برخی کلانشهرهای دیگر، نیاز به برنامهریزی بیش از 4 سال دارد و به همین دلیل در اولویت کار هیچ دولت و شهرداری معمولاً قرار نمیگیرد! میگیرد؟
یادمان باشد هوا که از دست برود؛ هوا که بی کیفیت شود؛ زندگی بیکیفیت خواهد شد. زیرا بر بنیاد آموزه شاخص سرزمین شاد – Happy Planet Index - مردمان شاد، مردمان خلاق و مردمان کارآفرین نمیتوانند در چنین هوایی و چنین سرزمینی بهترین کیفیت خود را بروز دهند و این میتواند بزرگترین هشدار برای کلاننگران حکومتی باشد که اگر همچنان منفعلانه در برابر این معضل رویه کنونی را ادامه دهند، گام به گام ممکن است آنها را از دستیابی به پیشبینیهاشان در سند چشمانداز ایران 1400 بیشتر بازدارد.
تا زلزله تهران چند ثانیه باقیست ...؟
تهران ,آلودگی ,سال ,هوا ,چنین ,هم ,است که ,آلودگی هوا ,و به ,بیش از ,در تهران
درباره این سایت